اینجا فقط از بزرگترین موهبتی که به من عطا شد،یعنی شدن میگم

اینجا نه میخوام از سوابقم بگم نه از افتخارات یا دستاوردهام..
اینجا فقط از بزرگترین موهبتی که به من عطا شد،یعنی مادر شدن میگم..
همه میگفتن وقتی کوچولوت به دنیا میاد زندگیت خیلی تغییر می‌کنه،راستم می گفتن،فقط وقتی متوجهش میشی که کاملا خودت رو تو موقعیتش ببینی
اوایل که شرایط بهتر بود با خودم فکر می کردم مادر شدن مثل ترفیع گرفتن میمونه..وقتی ترفیع درجه می گیری درسته مسئولیت هات بیشتر میشه ولی در خیلی از موارد زندگی بهتره

اما واقعیت اینه که مادر بودن مثل یه شمشیر دو لبه است
اگه درست نتونی مدیریتش کنی تو رو از اون چیزی که هستی پایین تر میاره و بهت آسیب میزنه
اما اگه خوب یادش بگیری یه جوری تو رو رشد میده که هیچ شغلی توی دنیا چنین اثرگذاری رو نمیتونه داشته باشه

همه چیز از بی خوابی های مفرط شروع شد
بی خوابی هایی که بخاطر ورود یه کوچولو به این دنیای ناشناخته به وجود اومدن

از بیدار موندنای تا ساعت ۵-۶ صبح که بازدهی مغز هر فردی رو تا اندازه مغز یه جلبک پایین میارن

من تمام طول روزم رو با قدرت تحلیل و تفکر یه جلبک مادری میکردم..چطور میشه با ذهن خسته و بدون داشتن قدرت تحلیل و تصمیم گیری یه موجود رو با حوصله تربیت کرد؟اون رو شکوفا کرد؟!
یه زندگی رو اداره کرد؟!چطور؟!

یا من مادر ناتوانی بودم یا بقیه این موضوع رو بیش از حد آسون جلوه میدادن..

یک روز که از فرط خستگی و بیخوابی دست به کار احمقانه ای زدم که تا به همین امروز دوست ندارم به یاد بیارم..ازش بهتون چیزی نمیگم.بهتر از این هم نمیشد
مغز یه جلبک بین یه عده انسان فرهیخته گیر افتاده بود😬😄بگذریم..

بعد از اون روز به خودم گفتم هر مشکل یه راه حلی داره..تا من دنبال راه حل نرم اون به سمت من نمیاد

و اون اتفاق جرقه ای شد برای شروع سفر هیجان انگیز من در زمینه خواب بچه ها..
سفری که ازش به زندگیم نور پاشید،و از همه مهم تر از زمره جلبکان خارجم کرد و با فرهیختگان محشور گرداند 😄

حالا این ذهن فرهیخته میتونست به چیزای دیگه ای هم فکر کنه..به اینکه در طول پروسه تحقیق درباره خواب کودکان چقدر منابع زبان فارسی محدود هستند و چه دریای
بی کرانی از منابع انگلیسی وجود داشتن که من از اونا بی خبر بودم….

همین باعث شد که عزمم رو جزم کنم تا از ابتدای کودکی پسرک ۱۸ ماهه خوش خوابم(بدخواب سابق) که الانم یک برادر کوچکتر داشت رو از نعمت یادگرفتن زبان انگلیسی بهرمند کنم..

مثل اکثر والدین چون دانش یا تخصصی در این زمینه نداشتم و به دنبال تبلیغات،برای کودکانم کارتون های طبقه بندی شده پخش کردم تا اینبار هم بابت یه دستاورد دیگه به خودم افتخار کنم..

اما این اتفاق به شکل مفتضحانه ای نیفتاد!تأخیر گفتار،نقص توجه و تمرکز و هزار چالش دیگه ارمغان نگاه کرده به این پکیج ها بود

اینجا بود که من مادر خاطی باید دنبال راه حل می‌گشتم
باید هم خطای گذشته رو اصلاح میکردم و هم راه صحیح تری رو برای نیت خیری که داشتم پیدا می کردم

این شد که بعد از یه مسیر پر فراز و نشیب ۶ ساله مادری ۳ فرزند تونستم به بهترین شکل هم جبران مافات کنم و هم به هدفم یعنی آموزش زبان انگلیسی به صورت غیر مستقیم و در بطن زندگی برسم.

الان اینجا هستم تا ثمره ماه ها تحقیق و پژوهشم در زمینه و خواب کودک و آموزش زبان انگلیسی رو با شما به اشتراک بذارم..

فاطمه عبداللهی

پیمایش به بالا